وعده دیدار

((زخمه پنجره ها))

 

وارد اتاقش شد

تنها وخسته  به پنجره خیره شد

پنجره ای که هر روز از آن نور مهربانی

عطر عاشقی

ونوای زندگی به کومه محقر او سرک می کشید

خانه روبرو    پنجره مقابل اتاق او

یاد روز بارانی پنجره ها

گلدان زیبای پشت پنجره

یاد نرگس مستانه ای که بی خبر آمد وبی صدا رفت

ودل سرگشته او رادخیل بند پنجره کرد

آهی کشید و از ته دل زار گریست

به یاد آورد روزی که چشمان او چودریایی درافشان به او جلوه نمود

پشت پنجره نشسته بود وساز می زد

دل به دل او داد وبه ماوراها رفت

به دنیایی که هیچ وقت آن را نشناخته بود

روزها به کنار پنجره می آمد تا که شاید

نوایی ازجانب آن پنجره اورا کوک کند

او نیز نواگر شد

دست به ساز شد

حالا درخت توت پیر کوچه ازهمنوایی پنجره ها عاشق می شد

حالا عابران دوست داشتند هرروز ازاین کوچه به خانه شان بروند

اما گویی فلک تاب عاشقی درخت رابرنیاورد

پنجره مقابل به ناگه خاموش شد

ودگر نوایی از او برنخواست

این پنجره اما در فراق او هرروز غوغا می کرد

 هرروزمحزون تر از قبل

 حالا درسوگ یار همنوایی که هرگز اورا ندید جز موقع همصداییشان

به پنجره ای خیره بود

 که روزی اورا عاشق کرده بود

پنجره ای که به او زندگی آموخته بود

هزاران بار شاید

به نجوا این عاشقانه را تکرار کرد ونواخت :

 (( اکنون دل من شکسته وخسته است

زیرا یکی ازدرچه ها بسته است

نه مهر فسون نه ماه جادو کرد                             

نفرین به سفر که هر چه کرد او کرد ...

مهر
۱۳۸۸/۰۲/۱۶
18:50

(( پرواز ابدی تذرو))

ای تذرور خوش سرود

 

                   ای تیزپرواز عرصه ترانه

 

 سلام مارا به یاران دیرین عرصه شعر و موسیقی ایران زمین برسان

 

بدرود و پروازت جاودانه...................................

 

تقدیم به روح پاک و عاشق ترانه سرای بزرگ ایران زمین استاد بیژن ترقی

مهر
۱۳۸۸/۰۲/۱۱
2:40

دانلود آهنگ جديد