وعده دیدار

((شبانه))

امشب رو به شهرم نشسته ام


تنهای تنها فقط صدای سوز سرماست و من .......


شهر بزرگ در این تاریکی شب در محاصره این چراغها


چه معصوم می نماید


ولی چقدر لابلای این چراغها دروغ خفته


چقدر خیانت و چقدر........


بعضی وقتها از خودم میپرسم آیا واقعا تو اینقدر بی مهر بودی


یا من بینهایت ساده بودم


بهرحال هرچه بود گذشت ولی...ولی


هنوز نفس میکشم


هنوز هستم و شهرم را دوست دارم هرچه باشد


شاید سپری شدن ایام همه چیز را معلوم سازد


ولی هر کجا هستی و باهر........


امیدوارم همیشه برقرار باشی

 

مهر
۱۳۹۳/۱۲/۰۱
0:33

دانلود آهنگ جديد